زینب سلام الله علیها مغز توحید است، چون فنا در حسین علیه السلام است

زینب سلام الله علیها مغز توحید است، چون فنا در حسین علیه السلام است

بیانات حجت الاسلام والمسلیمن صراف در شب چهارم دهه سوم محرم حسینیه بیت الزهرا سلام الله علیها با موضوع"تاریخ عاشورا"

بسم الله الرحمن الرحیم

ایشان سخنان خود را با صلوت و قسمتی از دعا عهد آغاز نمودند:
"اللَّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْیَتِهِ وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلَى دَعْوَتِهِ وَ ارْحَمِ اسْتِکَانَتَنَا بَعْدَهُ اللَّهُمَّ اکْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَ عَجِّلْ لَنَا ظُهُورَهُ إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدا وَ نَرَاهُ قَرِیبا بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ "
«خدایا، از آنان که از حمله متجاوزان، نگاهش دارى، خدایا پیامبرت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) را به دیدار او، و کسانى که بر پایه دعوتش از او پیروى کردند شاد کن، و پس از او به درماندگى ما رحم فرما، خدایا این اندوه را از این امت به حضور آن حضرت برطرف کن، و در ظهورش براى ما شتاب فرما، که دیگران ظهورش را دور مى بینند، و ما نزدیک می‌بینیم، به مهربانى ات اى مهربان‌ترین مهربانان»
"الْعَجَلَ الْعَجَلَ یَا مَوْلایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ"
"الإسلامُ حُدوث النَّبِی والْحُسَینُ  بَقِیَ"
امام حسین 10تا 15 روز پس از مرگ معاویه مدینه را ترک کردند، وپنج ماه در شهر مکه زندگی می‌کنند. این اقامت نفی عملکرد احساسی وعجولانه نهضت عاشورا است، (حرکت و هجرت ایشان از مکه به طرف کربلا است) در این مدت امام در ملاقاتهای خود باعلما و صاحبان نظر و فتوا کوفه و بصره حجت را بر ایشان تمام می‌کنند. 
امیرالحاج منصبی است که درایام حج وظیفه دارد تمام مسائل مربوط به حجاج را در مکه برعهده بگیرد. در آن سالی که امام در مکه به سر می‌برد از طرف یزید فردی به نام «عبید بن کعب نمری» که نسبی یهودی داشت امیرالحاج بود.
یزید شخصیتی میمون باز و شراب خوار، نه تنها اهل نماز نبود بلکه نمازگذاران را به سُخره می‌گرفت، فلذا معاویه پیش از مرگ خود به فکر بیعت گرفتن برای او از مسلمین افتاد. این فکر را نیز«مغیرةبن شعبه» به ذهن معاویه انداخت. با بیعت بزرگان و عُباد کوفه و بصره مردم شام که سالها تحت تاثیر تبلیغات معاویه بودند به خلافت یزید تن دادند!
"بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ" 
در زیارت اربعین می‌خوانیم امام حسین علیه السلام خون خود را نثار اسلام کرد تا افرادی را که مدعی عبادت پروردگار بودند نجات دهند. نکته مهم همین است که عابدین و علما و بزرگان کوفه با یزید بیعت کرده بودند. با این وجود بود که برسینه حضرت نشستند و گفتند می‌زنیم تا بهشتی شویم، با وضوء و تقرب به پروردگار و ثواب بردن بر امام ضربه زدند. 
این بیعت به واسطه دین فروشی و دنیا طلبی بزرگان و علما رخ داد، با چهارصد دینار دین خودرا فروختند و حتی تعجب معاویه را برانگیختند. هشتم محرم عمر سعد به امام حسین علیه السلام گفت بیاییم یک نماز جماعت به امامت شما بخوانیم، یعنی شب عاشورا حسین بن علی علیه السلام را به امامت نماز قبول داشتند ولی صبح عاشورا خون واو و یارانش را ریختند.
در هنگام خروج از مکه عده‌ای امام حسین علیه السلام را بابت ترک حج نصیحت کردند! عده‌ای برای ختم قرآن از کاروان امام حسین علیه السلام جا ماندند. چرا این اتفاقات افتاد؟! چون نفهمیده بودند امام خود مغز و اصل شریعت و اسلام است. 
در روز عاشورا به امام گفتند لشگر عمر سعد همه نماز‌خوان هستند، امام در مقابل لشگر عمر سعد ایستادند و فرمودند "چقدر مومن کم می‌بینم" لذا روز عاشورا امام با محور عدم دین داری خطبه می‌خواند.  
کسی که شأن امام را می‌فهمد، می‌داند امام مفترض الطاعه هر عصر خود دین و حتی باطن دین است. مردم زمان پیامبر صلی الله علیه و آله 23 سال دینداری کردند ولی وقتی امر شد با امیرالمومنین علی علیه السلام بیعت کنند 
" الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ"(3مائده)
«امروز دین شما را به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمتم را تمام کردم و بهترین آیین را که اسلام است برایتان برگزیدم»
پذیرش دین منوط بر پذیرش امام مفترض الطاعة می‌باشد
از جمله درسهایی که در کربلا باید به آن پرداخت رجزهای اصحاب سیدالشهدا است که هر کدام یک دوره درس اعتقادات، تربیت، فرهنگ، خانواده‌داری است. بعضی برای رجز خوانی پول می‌دادند و اشعاری برایشان سروده می‌شد. 
امام‌شناسی نیازِ یاری امام حسین علیه السلام است. همه توابین افرادی نبودند که قصد یاری امام را نداشتند و بعداً توبه کردند بلکه افرادی بودند که گفتندآقا شما برو ما می‌آییم، آمدند ولی دیر رسیدند! بعضی از این افراد خود را به خاطر عذاب وجدان تکه تکه کردند، اما کسی نباید آنها را قضاوت کند هرچند در موضوع امام شناسی باید توجه داشت، خون آنها جایی که امام حسین علیه السلام میخواست ریخته نشد، بلکه آنجایی خون ریختند که دلشان خواست. 
طرماح سوگلی امام و از یاران نزدیک امام حسین علیه السلام بود، در منزل بنی عسقلان برای آوردن دوستانش به کربلا از امام جدا شد و جا ماند. در حالی که امام به او تذکر داد می‌ترسم نرسی به کربلا، و نرسید! (حرف امام را نفهمید) از طرفی حبیب ابن‌مظاهر وقتی به یاری امام می‌شتافت، در بین را مسلم ابن عوسجه را می‌بیند و ماجرا را با او در میان می‌گذارد، مسلم از همان بازار بدون خداحافظی از خانواده به سوی امام شتافت. بعضی به خاطر، خانواده، فرزندو املاک و موقعیت اجتماعی پاگیر دنیا شدند و از کاروان کربلا جاماندند.
حضرت زینب سلام الله علیها فهمی در شأن امام حسین علیه السلام داشت. حتی شرط ضمن عقد حضرت زینب سلام الله علیها همراهی امام حسین علیه السلام بود امابا اذن همسر پابه رکاب امام حسین علیه السلام شد. حتی فرزندان زینب سلام الله در میان راه کربلا به حضرت حسین علیه السلام پیوستند. از مناقب حضرت زینب این است که وقتی فرزندان ایشان در میدان نبرد شروع به رجزخوانی کردند خود را با نام مادرشان زینب معرفی نمودند، که نشانه بزرگی و مقام والای ایشان است. 
زینب سلام الله علیها مغز توحید است، چون فنا در حسین علیه السلام است.